خانه
چند کلمه درباره سرگذشت دوران:
دوران نخستین بار در سال ۱۳۶۳ خورشیدی، در شرایط بحرانی، شتابزده، آشفته و مغشوش نوشته شد. در آن زمان به اجبار جلای وطن کرده بودم و در آنکارا، به انتظار سرنوشت بسختی روزگار میگذراندم و اگر از چند روز بگذرم، کم و بیش هر روز و یا هرشب مینوشتم. این یادداشتها نزدیک به سی و شش سال با سایر دست نوشتههای سالهای جوانیام بایگانی شده و از یادم رفته بود. باری، در آغاز بحران جهانی ویروس کرونا، هنگام خانه تکانی، این دفتر کهنه و رنگ باخته را یافتم و تصمیم گرفتم تا در دوران قرنطینه و « تبعید مضاعف »، آن را باز خوانی، بازنگری و بازنویسی کنم. باری، پس از سی و شش سال واندی به « مردی » در این دفتر کهنه و رنگباخته برخوردم که اگر چه بیشباهت به من نبود، ولی اغلب مرا به شگفتی وامی داشت. غرض، در همان روزها به دوستی نوشتم:
«... اگر چه نثر و زبان دروان را که در شرایط اضطراری و بحرانی شتابزده نوشته شده، ویراستاری، بازنویسی، حک و اصلاح میکنم، ولی این کار به گونهای خواهد بود تا به مضمون و محتوا لطمهای نخورد و راوی، « نویسنده » که من بوده باشم، دست نخورده و با همان طرز تفکر و باورها، با همان طرز نگاه و با همان رفتار و گفتار باقی بماند... ».
مترجم:
فروشنده: نشر ناکجا
ناشر: نشر ناکجا
چند کلمه درباره سرگذشت دوران:
دوران نخستین بار در سال ۱۳۶۳ خورشیدی، در شرایط بحرانی، شتابزده، آشفته و مغشوش نوشته شد. در آن زمان به اجبار جلای وطن کرده بودم و در آنکارا، به انتظار سرنوشت بسختی روزگار میگذراندم و اگر از چند روز بگذرم، کم و بیش هر روز و یا هرشب مینوشتم. این یادداشتها نزدیک به سی و شش سال با سایر دست نوشتههای سالهای جوانیام بایگانی شده و از یادم رفته بود. باری، در آغاز بحران جهانی ویروس کرونا، هنگام خانه تکانی، این دفتر کهنه و رنگ باخته را یافتم و تصمیم گرفتم تا در دوران قرنطینه و « تبعید مضاعف »، آن را باز خوانی، بازنگری و بازنویسی کنم. باری، پس از سی و شش سال واندی به « مردی » در این دفتر کهنه و رنگباخته برخوردم که اگر چه بیشباهت به من نبود، ولی اغلب مرا به شگفتی وامی داشت. غرض، در همان روزها به دوستی نوشتم:
«... اگر چه نثر و زبان دروان را که در شرایط اضطراری و بحرانی شتابزده نوشته شده، ویراستاری، بازنویسی، حک و اصلاح میکنم، ولی این کار به گونهای خواهد بود تا به مضمون و محتوا لطمهای نخورد و راوی، « نویسنده » که من بوده باشم، دست نخورده و با همان طرز تفکر و باورها، با همان طرز نگاه و با همان رفتار و گفتار باقی بماند... ».
تبادل نظر
دوران
نویسنده: حسین دولت آبادیHosein Dolat abadi
مترجم:
چند کلمه درباره سرگذشت دوران:
دوران نخستین بار در سال ۱۳۶۳ خورشیدی، در شرایط بحرانی، شتابزده، آشفته و مغشوش نوشته شد. در آن زمان به اجبار جلای وطن کرده بودم و در آنکارا، به انتظار سرنوشت بسختی روزگار میگذراندم و اگر از چند روز بگذرم، کم و بیش هر روز و یا هرشب مینوشتم. این یادداشتها نزدیک به سی و شش سال با سایر دست نوشتههای سالهای جوانیام بایگانی شده و از یادم رفته بود. باری، در آغاز بحران جهانی ویروس کرونا، هنگام خانه تکانی، این دفتر کهنه و رنگ باخته را یافتم و تصمیم گرفتم تا در دوران قرنطینه و « تبعید مضاعف »، آن را باز خوانی، بازنگری و بازنویسی کنم. باری، پس از سی و شش سال واندی به « مردی » در این دفتر کهنه و رنگباخته برخوردم که اگر چه بیشباهت به من نبود، ولی اغلب مرا به شگفتی وامی داشت. غرض، در همان روزها به دوستی نوشتم:
«... اگر چه نثر و زبان دروان را که در شرایط اضطراری و بحرانی شتابزده نوشته شده، ویراستاری، بازنویسی، حک و اصلاح میکنم، ولی این کار به گونهای خواهد بود تا به مضمون و محتوا لطمهای نخورد و راوی، « نویسنده » که من بوده باشم، دست نخورده و با همان طرز تفکر و باورها، با همان طرز نگاه و با همان رفتار و گفتار باقی بماند... ».
تبادل نظر