خانه
مترجم:
فروشنده: نشر ناکجا
ناشر: نشر ناکجا
کنار هم خوابیدهاند. لخت، یعنی نه که لخت لخت، سرشان پیداست و کمی از شانه و سینهشان. اما میشود برهنه بودنشان را حدس زد. زن میخندد، لبهایش قرمزی خوبی دارد. انگار تازه رسیده از بوسهای بلند و گرم. مرد هم میخندد. صمیمی میخندد، نه آنکه فاتح همآغوشی به یادماندنیای که حالا در اوج نرینگی به کسی، لابد به نرهای دیگر فخر بفروشد.
مرد میخندد، همین.
مرد میخندد، همین.
تبادل نظر
کوچه های موازی
نویسنده: جواد جواهریJavad Javaheri
مترجم:
کنار هم خوابیدهاند. لخت، یعنی نه که لخت لخت، سرشان پیداست و کمی از شانه و سینهشان. اما میشود برهنه بودنشان را حدس زد. زن میخندد، لبهایش قرمزی خوبی دارد. انگار تازه رسیده از بوسهای بلند و گرم. مرد هم میخندد. صمیمی میخندد، نه آنکه فاتح همآغوشی به یادماندنیای که حالا در اوج نرینگی به کسی، لابد به نرهای دیگر فخر بفروشد.
مرد میخندد، همین.
مرد میخندد، همین.
تبادل نظر