لبخندهای مچاله
لبخندهای مچاله
نویسنده: نکابدNekabod
مترجم:
تو از میان مزارع گندم آمده بودی | از میان آن همه شکوفه‌ی نارنج | که مست می‌کند بهار را | من از میان آن همه واژه | نه برای تسخیر تو | برای جبران آن همه خوبی | که با خود آوردی.
تبادل نظر