خانه
مترجم:
فروشنده: نشر ناکجا
ناشر: نشر ناکجا
این کتاب مجموعهای از اشعارِ شعرای معاصر ترکیه است.
ما واژهی «برگردان» را به معنای تصويری برابر با اصل درك مي كنيم. چيزی شبيه عكس برگردانهايی كه در كودكی روی دفترچههای مشق میچسبانديم. اما «ترجمه» همواره «برگردان» نیست و قرار نيست هميشه تصوير ظاهری و بيرونی واژه مستقيما به زبان ديگر برگردانده شود. به خصوص در حيطهی شعر و نه در حيطهی ادبيات مطبخ، با برگردان مفاهيمی سر و كار داريم كه نمیتوانيم از روش عكس برگردان استفاده كنيم. زيرا درد دل، درد شكم نيست. در برگردان اين تركيب «من درد مشتركم» حرفهای زيادی ميان مترجم و شاعر رد و بدل شده است.
اُكتای رفعت: ...اون قدر غرق فكرم كه نگو و نپرس؛ | باز حواسم پرت شد و به جاي نون، | دارم ستاره مي خورم.
چنگيز بكتاش: ...پابرهنه انداختم خودم رو بيرون: | پس كجاست اين درياي سپيد؛ | در ميان اين كوير؟
ما واژهی «برگردان» را به معنای تصويری برابر با اصل درك مي كنيم. چيزی شبيه عكس برگردانهايی كه در كودكی روی دفترچههای مشق میچسبانديم. اما «ترجمه» همواره «برگردان» نیست و قرار نيست هميشه تصوير ظاهری و بيرونی واژه مستقيما به زبان ديگر برگردانده شود. به خصوص در حيطهی شعر و نه در حيطهی ادبيات مطبخ، با برگردان مفاهيمی سر و كار داريم كه نمیتوانيم از روش عكس برگردان استفاده كنيم. زيرا درد دل، درد شكم نيست. در برگردان اين تركيب «من درد مشتركم» حرفهای زيادی ميان مترجم و شاعر رد و بدل شده است.
اُكتای رفعت: ...اون قدر غرق فكرم كه نگو و نپرس؛ | باز حواسم پرت شد و به جاي نون، | دارم ستاره مي خورم.
چنگيز بكتاش: ...پابرهنه انداختم خودم رو بيرون: | پس كجاست اين درياي سپيد؛ | در ميان اين كوير؟
تبادل نظر
دریای بسته
نویسنده: مهدی فرجپورMehdi Farajpour
مترجم:
این کتاب مجموعهای از اشعارِ شعرای معاصر ترکیه است.
ما واژهی «برگردان» را به معنای تصويری برابر با اصل درك مي كنيم. چيزی شبيه عكس برگردانهايی كه در كودكی روی دفترچههای مشق میچسبانديم. اما «ترجمه» همواره «برگردان» نیست و قرار نيست هميشه تصوير ظاهری و بيرونی واژه مستقيما به زبان ديگر برگردانده شود. به خصوص در حيطهی شعر و نه در حيطهی ادبيات مطبخ، با برگردان مفاهيمی سر و كار داريم كه نمیتوانيم از روش عكس برگردان استفاده كنيم. زيرا درد دل، درد شكم نيست. در برگردان اين تركيب «من درد مشتركم» حرفهای زيادی ميان مترجم و شاعر رد و بدل شده است.
اُكتای رفعت: ...اون قدر غرق فكرم كه نگو و نپرس؛ | باز حواسم پرت شد و به جاي نون، | دارم ستاره مي خورم.
چنگيز بكتاش: ...پابرهنه انداختم خودم رو بيرون: | پس كجاست اين درياي سپيد؛ | در ميان اين كوير؟
ما واژهی «برگردان» را به معنای تصويری برابر با اصل درك مي كنيم. چيزی شبيه عكس برگردانهايی كه در كودكی روی دفترچههای مشق میچسبانديم. اما «ترجمه» همواره «برگردان» نیست و قرار نيست هميشه تصوير ظاهری و بيرونی واژه مستقيما به زبان ديگر برگردانده شود. به خصوص در حيطهی شعر و نه در حيطهی ادبيات مطبخ، با برگردان مفاهيمی سر و كار داريم كه نمیتوانيم از روش عكس برگردان استفاده كنيم. زيرا درد دل، درد شكم نيست. در برگردان اين تركيب «من درد مشتركم» حرفهای زيادی ميان مترجم و شاعر رد و بدل شده است.
اُكتای رفعت: ...اون قدر غرق فكرم كه نگو و نپرس؛ | باز حواسم پرت شد و به جاي نون، | دارم ستاره مي خورم.
چنگيز بكتاش: ...پابرهنه انداختم خودم رو بيرون: | پس كجاست اين درياي سپيد؛ | در ميان اين كوير؟
تبادل نظر