بوی هیزم، عطر رازقی
بوی هیزم، عطر رازقی
نویسنده:
مترجم:
در حیاط خانه‌ی دکتر اعتضادی شور و هیجان خاصی حاکم بود. درخت‌ها را چراغانی کرده بودند؛ حیاط را آب و جارو و سرتاسر آن را میز و صندلی چیده بودند؛ در مطبخ، خدمتکاران همهمه می‌کردند؛ اجاق‌های هیزم برپا شده بود؛ عطر و بوی گل‌های یاس و رازقی در گوشه و کنار حیاط، مهمانان را مست می‌کرد. عروسیِ گُردآفرید، دختر بزرگ دکتر اعتضادی بود.
تبادل نظر