خانه
مترجم:
فروشنده: نشر ناکجا
ناشر: نشر ناکجا
سکوت کردم. میگفت: «...تو چی؟ تو فکر کردهای به حقوقِ بیغیرتی ارتش عادت کردهام یا اومدهام بجنگم برای پرچم یا نمیدونم واسه خاکم؟... نه. خاک ندادهام که خاکی پس بگیرم. هرچند که حالا خاک شدهاند...»
میگفت: «دو نفر دادهام دو نفر میگیرم. با همین سرنیزه. اگر هم نشد، با این!»
و اشاره کرد به تفنگی که روی شانهاش بود.
میگفت: «دو نفر دادهام دو نفر میگیرم. با همین سرنیزه. اگر هم نشد، با این!»
و اشاره کرد به تفنگی که روی شانهاش بود.
تبادل نظر
کنسرت تارهای ممنوعه
نویسنده: حسین مرتضائیان آبکنارHosein Mortezaeian Abkenar
مترجم:
سکوت کردم. میگفت: «...تو چی؟ تو فکر کردهای به حقوقِ بیغیرتی ارتش عادت کردهام یا اومدهام بجنگم برای پرچم یا نمیدونم واسه خاکم؟... نه. خاک ندادهام که خاکی پس بگیرم. هرچند که حالا خاک شدهاند...»
میگفت: «دو نفر دادهام دو نفر میگیرم. با همین سرنیزه. اگر هم نشد، با این!»
و اشاره کرد به تفنگی که روی شانهاش بود.
میگفت: «دو نفر دادهام دو نفر میگیرم. با همین سرنیزه. اگر هم نشد، با این!»
و اشاره کرد به تفنگی که روی شانهاش بود.
تبادل نظر