دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد
دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد
نویسنده: شهرام رحیمیانShahram Rahimian
مترجم:
دکتر نون فارغ‌التحصیل دانشگاه سوربن فرانسه و مشاور مصدق است. پس از کودتای 1332 دستگیر می‌شود. سه ماه شکنجه و سلول انفرادی را تحمل می‌کند، اما هنگامی‌ که صدای کتک‌خوردن زنشملکتاج را می‌شنود و قصد تجاوز به او، به مصاحبه‌ی رادیویی تن می‌دهد. داستان در بحبوحه‌ی مرگملکتاج حکایت می‌شود.

دکتر نون در حالیکه نمی‌تواند باور کند زنش مرده، دهه‌ها زندگی زناشویی و سیاسی‌اش را مرور می‌کند. بیست و سه سال است که کودتا شده و سایه‌ی مصدق با اوست و با او حرف می‌زند. از صبح تا شب با کُت و شلوار و کراوات ویسکی می‌نوشد. ژولیده و کثیف است. ایزوله و مطرود؛ نه از خانه بیرون می‌رود و نه حاضر است خانواده‌اش را ببیند. و مردمی که انتظار قهرمانی از او داشتند کتک مفصلی به او می‌زنند و کاسب‌هایی که اجناس را به او هدیه می‌دادند، حال چیزی به او نمی‌فروشند. تمام لذایذ دنیا را بر خود حرام می‌کند تا از خودش انتقام بگیرد و همواره حسرت دکتر فاطمی را می‌خورد که قهرمانانه کشته شد و به چنین زندگی مرگ‌آوری تن نداد
تبادل نظر