خانه
مترجم:
فروشنده: نشر ناکجا
ناشر: نشر ناکجا
شاعری را دید
یک چشمش
موقر
لبخند ادب میزد
چشم دیگرش
ژولیده
در قاب شیشه بخارگرفته پنجره شکسته
برف را تماشا میکرد
که در ارتفاع نگاهش
ناگهان
از افتادن
باز مانده بود
معلق
غرق اسطرلاب آسمان بود...
یک چشمش
موقر
لبخند ادب میزد
چشم دیگرش
ژولیده
در قاب شیشه بخارگرفته پنجره شکسته
برف را تماشا میکرد
که در ارتفاع نگاهش
ناگهان
از افتادن
باز مانده بود
معلق
غرق اسطرلاب آسمان بود...
تبادل نظر
سونات برفی در ر مینور
نویسنده: مدیا کاشیگرMedia Kashigar
مترجم:
شاعری را دید
یک چشمش
موقر
لبخند ادب میزد
چشم دیگرش
ژولیده
در قاب شیشه بخارگرفته پنجره شکسته
برف را تماشا میکرد
که در ارتفاع نگاهش
ناگهان
از افتادن
باز مانده بود
معلق
غرق اسطرلاب آسمان بود...
یک چشمش
موقر
لبخند ادب میزد
چشم دیگرش
ژولیده
در قاب شیشه بخارگرفته پنجره شکسته
برف را تماشا میکرد
که در ارتفاع نگاهش
ناگهان
از افتادن
باز مانده بود
معلق
غرق اسطرلاب آسمان بود...
تبادل نظر