خانه
مترجم:
فروشنده: نشر ناکجا
ناشر: نشر ناکجا
نوروز - فقط فکر کنم که اگه یه وقت... فردا، پسفردا، یا اصلاً چه میدونم، یه مدتی بعد، یه روزی، یکی پیدا بشه و بیاد اینجا سراغ منو بگیره…
فیروز - تو که باز رفتی سر خونهی اولت؟
نوروز - نمیگم که حتماً یکی میآد. ولی بالاخره، من جا و مکانم اینجا بوده. همه هم میدونن. من این قدر اینجا موندهم که دیگه همه عادت کردهن که من اینجا باشم…
فیروز - اگه کسی میخواست سراغ تو رو بگیره، تا حالا گرفته بود.
نوروز - درسته، تا حالا کسی نیومده. ولی بعدش چی؟ بعداً شاید یکی بیاد.
فیروز – هیچ کس نمیآد.
فیروز - تو که باز رفتی سر خونهی اولت؟
نوروز - نمیگم که حتماً یکی میآد. ولی بالاخره، من جا و مکانم اینجا بوده. همه هم میدونن. من این قدر اینجا موندهم که دیگه همه عادت کردهن که من اینجا باشم…
فیروز - اگه کسی میخواست سراغ تو رو بگیره، تا حالا گرفته بود.
نوروز - درسته، تا حالا کسی نیومده. ولی بعدش چی؟ بعداً شاید یکی بیاد.
فیروز – هیچ کس نمیآد.
تبادل نظر
انتظار سحر
نویسنده: محسن یلفانیMohsen Yalfani
مترجم:
نوروز - فقط فکر کنم که اگه یه وقت... فردا، پسفردا، یا اصلاً چه میدونم، یه مدتی بعد، یه روزی، یکی پیدا بشه و بیاد اینجا سراغ منو بگیره…
فیروز - تو که باز رفتی سر خونهی اولت؟
نوروز - نمیگم که حتماً یکی میآد. ولی بالاخره، من جا و مکانم اینجا بوده. همه هم میدونن. من این قدر اینجا موندهم که دیگه همه عادت کردهن که من اینجا باشم…
فیروز - اگه کسی میخواست سراغ تو رو بگیره، تا حالا گرفته بود.
نوروز - درسته، تا حالا کسی نیومده. ولی بعدش چی؟ بعداً شاید یکی بیاد.
فیروز – هیچ کس نمیآد.
فیروز - تو که باز رفتی سر خونهی اولت؟
نوروز - نمیگم که حتماً یکی میآد. ولی بالاخره، من جا و مکانم اینجا بوده. همه هم میدونن. من این قدر اینجا موندهم که دیگه همه عادت کردهن که من اینجا باشم…
فیروز - اگه کسی میخواست سراغ تو رو بگیره، تا حالا گرفته بود.
نوروز - درسته، تا حالا کسی نیومده. ولی بعدش چی؟ بعداً شاید یکی بیاد.
فیروز – هیچ کس نمیآد.
تبادل نظر