من، پاک‌کن، سانسورچی
من، پاک‌کن، سانسورچی
نویسنده: هامون هدایتHamoun Hedayat
مترجم:
شعر ناتمام

ما، | من و تو، | در جایی زندگی کردیم، | که در نداشت | پنجره نداشت | دیوار نداشت | آسمان نداشت... | پیامبرانی از آسمان آمده بودند | با خود دیوارهایی آورده بودند | و پنجره‌های کوچکی که گناه نام داشت | و دری که | همیشه بسته بود | من و تو | در جایی زندگی کردیم | که فردا نداشت: | همه ساعت‌ها را | غسل داده بودند | در آب | این نوشته را | قبل از آن که تمام شود | پاک کرده بودند.
تبادل نظر