خانه
مترجم:
فروشنده: نشر ناکجا
ناشر: نشر ناکجا
یکی نبود، هیچ کس بود
در بیابانی که زیاد دور نبود، کوهی زندگی نمیکرد که قهوهای و سخت بود
در نزدیکیاش درختی نبود که برگهای سبزی داشت و میوههای شیرینِ قرمزی نداشت و سایهای که رهگذران خسته را پناه ندهد
زمانی مردی از آنجا نگذشت و بیدرنگ با تبری که داشت، بیپروا بیابان را از درخت گرفت
از آن زمان به بعد درختی آنجا نیست که در بیابانی باشد
در بیابانی که زیاد دور نبود، کوهی زندگی نمیکرد که قهوهای و سخت بود
در نزدیکیاش درختی نبود که برگهای سبزی داشت و میوههای شیرینِ قرمزی نداشت و سایهای که رهگذران خسته را پناه ندهد
زمانی مردی از آنجا نگذشت و بیدرنگ با تبری که داشت، بیپروا بیابان را از درخت گرفت
از آن زمان به بعد درختی آنجا نیست که در بیابانی باشد
تبادل نظر
بطری
نویسنده: مهرداد میرهادیMehrdad Mirhadi
مترجم:
یکی نبود، هیچ کس بود
در بیابانی که زیاد دور نبود، کوهی زندگی نمیکرد که قهوهای و سخت بود
در نزدیکیاش درختی نبود که برگهای سبزی داشت و میوههای شیرینِ قرمزی نداشت و سایهای که رهگذران خسته را پناه ندهد
زمانی مردی از آنجا نگذشت و بیدرنگ با تبری که داشت، بیپروا بیابان را از درخت گرفت
از آن زمان به بعد درختی آنجا نیست که در بیابانی باشد
در بیابانی که زیاد دور نبود، کوهی زندگی نمیکرد که قهوهای و سخت بود
در نزدیکیاش درختی نبود که برگهای سبزی داشت و میوههای شیرینِ قرمزی نداشت و سایهای که رهگذران خسته را پناه ندهد
زمانی مردی از آنجا نگذشت و بیدرنگ با تبری که داشت، بیپروا بیابان را از درخت گرفت
از آن زمان به بعد درختی آنجا نیست که در بیابانی باشد
تبادل نظر