و خدا گفت : گاهی شیطان هم فقط یک آدم است
Und Gott sprach: Der Teufel ist auch nur ein Mensch!
نویسنده: هانس رات
خانه
قُلدریهای شیطان تمامی ندارد!
یاکوب یاکوبی، مشاور و رواندرمانگریست که گویا همواره باید در زندگی کاملا معمولیاش با افراد نامعمول و ناخوانده روبهرو شود. اینبار کسی بهنام آنتون آورباخ آمده و روی معاملهای عجیب مصرّانه پافشاری میکند. آخر مگر میشود آدم روحش را با یک چمدان پول تاخت بزند؟ آورباخ مدعی است، میشود چرا که یاکوب با خدا همپیاله شده و اکنون روحش ارزشِ خریدن پیدا کرده است. و خریدار کیست؟ شخصِ شخیصِ شیطانِ راندهشده!
یاکوب عصبانی است؛ آخر چرا همهی ملکوتیان و دوزخیان و یا همهی روانپریشانی که ادعای اینْ یا آنْ بودنْ دارند، میخواهند با او ملاقات کنند؟ یاکوب تصمیم ندارد روحش را بفروشد. او اصلا ادعای آورباخ را باور هم نمیکند. اما آنتونِ مدعی که چندتایی هم برگ برنده در آستین دارد، دستبردار نیست و رفتهرفته از زندگی یاکوب جهنمی میسازد باورنکردنی.
در اثنای مصائبی بهغایت غریب، هربار آرزو میکنیم، چه خوب میشد اگر دستکم اینبار یاریِ خداوند از راه برسد.
قُلدریهای شیطان تمامی ندارد!
یاکوب یاکوبی، مشاور و رواندرمانگریست که گویا همواره باید در زندگی کاملا معمولیاش با افراد نامعمول و ناخوانده روبهرو شود. اینبار کسی بهنام آنتون آورباخ آمده و روی معاملهای عجیب مصرّانه پافشاری میکند. آخر مگر میشود آدم روحش را با یک چمدان پول تاخت بزند؟ آورباخ مدعی است، میشود چرا که یاکوب با خدا همپیاله شده و اکنون روحش ارزشِ خریدن پیدا کرده است. و خریدار کیست؟ شخصِ شخیصِ شیطانِ راندهشده!
یاکوب عصبانی است؛ آخر چرا همهی ملکوتیان و دوزخیان و یا همهی روانپریشانی که ادعای اینْ یا آنْ بودنْ دارند، میخواهند با او ملاقات کنند؟ یاکوب تصمیم ندارد روحش را بفروشد. او اصلا ادعای آورباخ را باور هم نمیکند. اما آنتونِ مدعی که چندتایی هم برگ برنده در آستین دارد، دستبردار نیست و رفتهرفته از زندگی یاکوب جهنمی میسازد باورنکردنی.
در اثنای مصائبی بهغایت غریب، هربار آرزو میکنیم، چه خوب میشد اگر دستکم اینبار یاریِ خداوند از راه برسد.
تبادل نظر
و خدا گفت : گاهی شیطان هم فقط یک آدم است
Und Gott sprach: Der Teufel ist auch nur ein Mensch!
قُلدریهای شیطان تمامی ندارد!
یاکوب یاکوبی، مشاور و رواندرمانگریست که گویا همواره باید در زندگی کاملا معمولیاش با افراد نامعمول و ناخوانده روبهرو شود. اینبار کسی بهنام آنتون آورباخ آمده و روی معاملهای عجیب مصرّانه پافشاری میکند. آخر مگر میشود آدم روحش را با یک چمدان پول تاخت بزند؟ آورباخ مدعی است، میشود چرا که یاکوب با خدا همپیاله شده و اکنون روحش ارزشِ خریدن پیدا کرده است. و خریدار کیست؟ شخصِ شخیصِ شیطانِ راندهشده!
یاکوب عصبانی است؛ آخر چرا همهی ملکوتیان و دوزخیان و یا همهی روانپریشانی که ادعای اینْ یا آنْ بودنْ دارند، میخواهند با او ملاقات کنند؟ یاکوب تصمیم ندارد روحش را بفروشد. او اصلا ادعای آورباخ را باور هم نمیکند. اما آنتونِ مدعی که چندتایی هم برگ برنده در آستین دارد، دستبردار نیست و رفتهرفته از زندگی یاکوب جهنمی میسازد باورنکردنی.
در اثنای مصائبی بهغایت غریب، هربار آرزو میکنیم، چه خوب میشد اگر دستکم اینبار یاریِ خداوند از راه برسد.
تبادل نظر