ماریا تبریزپور
Maria Tabrizpour
پس از پایان دانشگاه در رشته مهندسی صنایع چوب و کاغذ ، در یک شرکت تبلیغاتی مشغول به کار شدم و کارم نوشتن سناریو برای آگهیهای تبلیغاتی بود . سپس توسط همین شرکت، سناریو نویسی را آغاز کردم. اولین کار تلویزیونیام، سریال پاورچین بود و سریالهای طنز دیگر. اولین کتابم قلع و قم شده، به اسم " یک کفش راحتی..." در سال 2006 توسط نشر ثالث منتشر شد و همان سال هم، جایزه گام اول را دریافت کرد.
در خارج از کشور هم کارم را با چاپ داستان در مجلات ادبی مثل گردون و گلستانه و...همچنین رادیو زمانه ادامه دادم. هم اکنون هم حدود 10 سال است که در کشور آلمان زندگی میکنم و در حال نوشتن پایان نامه دکترایم در دانشگاه هامبورگ هستم. چند مجموعه داستان کوتاه و بلند در دست انتشار دارم. داستان "اصلامهم نیست" اولین داستان بلند من است که در خارج از کشور منتشر میشود.
در خارج از کشور هم کارم را با چاپ داستان در مجلات ادبی مثل گردون و گلستانه و...همچنین رادیو زمانه ادامه دادم. هم اکنون هم حدود 10 سال است که در کشور آلمان زندگی میکنم و در حال نوشتن پایان نامه دکترایم در دانشگاه هامبورگ هستم. چند مجموعه داستان کوتاه و بلند در دست انتشار دارم. داستان "اصلامهم نیست" اولین داستان بلند من است که در خارج از کشور منتشر میشود.
کتابهای ماریا تبریزپور