نقش بازدارنده عرفان در رشد اندیشه در ایران
The inhibiting role of mysticism
نویسنده: محمود فلکیMahmood Falaki
خانه
مترجم:
فروشنده: انتشارات فروغ
ناشر: انتشارات فروغ
«اگرچه عوامل مختلفی بازدارندهی رشد اندیشه در ایران هستند، اما یکی از مهمترین عاملها در این راستا ذهنیت عرفانی است. عرفان، پنداری پیش مدرن یا پیش منطقی یا اسطورهای است که با عقلگریزی و خردستیزی و با مسخ واژهها در سوی برانگیختن احساسات و هیجانات و شور و شوق و ذوب شدنِ فردیت عمل میکند. این عرفان، برخلاف نظر برخی، قدرت و نفوذی جدی و تعیین کننده در تشدید واپسماندگیِ ذهنیتِ "روشنفکر" ایرانی دارد. بسیاری از "روشنفکران" هنوز هم درک مسائل هستیشناختی و اخلاقی را در شعر شاعران یا عارفانی مانند حافظ و مولوی وسعدی و سهروردی و عطار و ملاصدرا و مانندگان میجویند. گویی اندیشهی ایرانی پس از سدهها هنوز تغییر و تحول نیافته که همچنان به آن آثار نیازمندند. آیا پس از هفتصد- هشتصد سال، اندیشهی ما هنوز نتوانسته از سطح اندیشههای این عارفان، متکلمان یا شاعران که اندیشه یا ذهنیت، اخلاق و منشِ سنتی را نمایندگی میکنند فراتربرود؟
بدون نقد جدی و بنیادی از تاریخِ اندیشه و فرهنگ، همچنان با داشتهها و نداشتههای گذشته، دلخوش و ایستا مانده، نمیتوانیم به رشد اندیشه در همگامی با دستاوردهای جهان مدرن برسیم.
نویسنده در این کتاب کوشیده است تا با رویکردی علمی و تحلیلی و با اتکا به فلسفهی انتقادی فرهنگ، به ریشهیابیِ معضلات بپردازد و مسائل را نه در سطح، که در ژرفایش بررسی کند.»
بدون نقد جدی و بنیادی از تاریخِ اندیشه و فرهنگ، همچنان با داشتهها و نداشتههای گذشته، دلخوش و ایستا مانده، نمیتوانیم به رشد اندیشه در همگامی با دستاوردهای جهان مدرن برسیم.
نویسنده در این کتاب کوشیده است تا با رویکردی علمی و تحلیلی و با اتکا به فلسفهی انتقادی فرهنگ، به ریشهیابیِ معضلات بپردازد و مسائل را نه در سطح، که در ژرفایش بررسی کند.»
تبادل نظر
نقش بازدارنده عرفان در رشد اندیشه در ایران
The inhibiting role of mysticism
نویسنده: محمود فلکیMahmood Falaki
مترجم:
«اگرچه عوامل مختلفی بازدارندهی رشد اندیشه در ایران هستند، اما یکی از مهمترین عاملها در این راستا ذهنیت عرفانی است. عرفان، پنداری پیش مدرن یا پیش منطقی یا اسطورهای است که با عقلگریزی و خردستیزی و با مسخ واژهها در سوی برانگیختن احساسات و هیجانات و شور و شوق و ذوب شدنِ فردیت عمل میکند. این عرفان، برخلاف نظر برخی، قدرت و نفوذی جدی و تعیین کننده در تشدید واپسماندگیِ ذهنیتِ "روشنفکر" ایرانی دارد. بسیاری از "روشنفکران" هنوز هم درک مسائل هستیشناختی و اخلاقی را در شعر شاعران یا عارفانی مانند حافظ و مولوی وسعدی و سهروردی و عطار و ملاصدرا و مانندگان میجویند. گویی اندیشهی ایرانی پس از سدهها هنوز تغییر و تحول نیافته که همچنان به آن آثار نیازمندند. آیا پس از هفتصد- هشتصد سال، اندیشهی ما هنوز نتوانسته از سطح اندیشههای این عارفان، متکلمان یا شاعران که اندیشه یا ذهنیت، اخلاق و منشِ سنتی را نمایندگی میکنند فراتربرود؟
بدون نقد جدی و بنیادی از تاریخِ اندیشه و فرهنگ، همچنان با داشتهها و نداشتههای گذشته، دلخوش و ایستا مانده، نمیتوانیم به رشد اندیشه در همگامی با دستاوردهای جهان مدرن برسیم.
نویسنده در این کتاب کوشیده است تا با رویکردی علمی و تحلیلی و با اتکا به فلسفهی انتقادی فرهنگ، به ریشهیابیِ معضلات بپردازد و مسائل را نه در سطح، که در ژرفایش بررسی کند.»
بدون نقد جدی و بنیادی از تاریخِ اندیشه و فرهنگ، همچنان با داشتهها و نداشتههای گذشته، دلخوش و ایستا مانده، نمیتوانیم به رشد اندیشه در همگامی با دستاوردهای جهان مدرن برسیم.
نویسنده در این کتاب کوشیده است تا با رویکردی علمی و تحلیلی و با اتکا به فلسفهی انتقادی فرهنگ، به ریشهیابیِ معضلات بپردازد و مسائل را نه در سطح، که در ژرفایش بررسی کند.»
تبادل نظر